روز زن، نه روز مادر!
مطمئن به علت نیستم، پس تنها از معلول خواهم گفت، معلولی که به زعم برخی تنها بازی با کلمات است و نتیجه ی خاصی به دنبال نخواهد داشت. و صد البته به نظر حقیر، این غفلت1 اثراتی در پی خواهد داشت بس مهم و تلخ... بگذرم.
گزیده خواهم گفت:
روز ولادت حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها، همانطور که بارها و بارها، از زبان امام خمینی (ره) و امام خامنه ای عزیز تنها با این عنوان شنیده ایم، روز زن است. و در عجبم از غفلت مه و خورشید و فلک، که کمر بسته اند به آنکه محدود کنند نقش زن را به مادر بودن... و مگر حضرت زهرا (س) که علت اصلی این نامگذاری است، تنها مادر بودند؟! ایشان دختر بودند پدری را، در کنار مادر بودنشان، همسر نیز بودند، فعالیت اجتماعی خارج از این سه نقش نقش داشتند. متخصص اگر بودم، به حتم در اهمیت نقش های حضرت کنکاشی کنم؛ شاید به این نتیجه می رسیدم که نقش مادر بودن ایشان، شاید مهم ترین نقش ایشان نیز نبوده باشد...
خیانتی می دانم به جامعه و همچنین توهین به زنان کشورم، نامگذاری اینگونه ی این روز را، که مادر بودن، تنها بخشی از توان، استعداد و اهمیت وجود ایشان است در جامعه.
ولادت حضرت زهرا (س) بر تمام آسمانیان و زمینیان، مبارک باد.21. تعمدی، شاید هم غیر تعمدی... ابتدای متن گفتم که مطمئن به علت نیستم، پس مشخص نخواهم کرد کدامیک صحیح تر می نماید.
2. غمی در وجودم ریشه کرده است از پستی دنیا در حق ایشان، که روز ولادش نیز، بارانی ام...
منم گدای آنکس که دوست داشتم...
برچسبها: روز مادر, روز زن, تولد حضرت زهرا, علت نامگذاری روز زن

ته باشد بس مهم برای ساختن فرضیه ای، یا برای اثباتش، و یا دست کم برای تاکید بر صحتش. یکی را همین دیروز، در مسیر هر پنجشنبه ام، به سوی امام زاده صالح (ع) و دعای کمیلش دیدم، و حیف که جزو اهالی تحلیل این دست وقایع نیستم و علمش را نیز در چنته ندارم. که اگر نبود این محدودیت ها، شاید ساعت ها قلم می زدم و از این جزء به ظاهر بی اهمیت، به کلّی به غایت مهم می رسیدم که از جزء های دیگری نیز بدان رسیده اند.1 این کل که می گویم، چیزی نیست جز کتاب و کتابخوانی در کشورم، فرهنگی که در غقلت من و تو2، و زیر گام های متوحش غرب زدگی و ماشینیسم، و به عبارت ساده تر، در هجمه سنگین رسانه های دیداری و شنیداری مهجور مانده و نیازی شده است دست سوم، شاید چهارم، و اصلا بگو دست آخر!!!
از خبرگزاری ها منتشر شد، از عذرخواهی رسمی رییس شرکت سامسونگ از مردم ایران خبر داده شد، و این در حالی است که ادعای عذرخواهی این مقام شرکت سامسونگ چند روز پس از انتشار کلیپ موهن شبکه اسرائیلی نیز توسط نمایندگی داخلی شرکت سامسونگ و بدون ارائه مستندات مطرح گردید ولی در پی اعتراض گسترده تر ملت شریف ایران و درخواست ایشان مبنی بر برخوردی جدی تر و به دور از شعار با حرکت مذکور مسکوت مانده و به نحوی پس گرفته شد! و صد البته تا به امروز و قبل از انتشار خبر جدید، هیچ اقدامی برای عذرخواهی عملی از ملت شریف ایران صورت نگرفته است، که حتی تبلیغات این شرکت بیش از پیش مجلات، روزنامه ها، و خبرگزاری ها را رنگین کرده است! همان رسانه هایی که بیانیه های منتقدانه خود را آن روز فریاد می زدند، در حالی که تبلیغ سامسونگ را در بهترین ستون های خود قرار داده بودند!!!



و برادر همیشه همراهم، و به اشتباه خیلی ها، برادر دوقلویم! پروژه ای در سطح ملی! در این گیر و دار، گیر دیگری آمد، پروژه ای عظیم تر، و روز و شب مان شد فراهم آوردن مقدمات دفاع از پروژه اول، و راه اندازی پروژه دوم! طرح توجیهی نود و اندی صفحه ای، و اسلایدی به عظمت تمام اسلاید های زندگیمان برای پروژه اولی به پایان رسید، و برای مرحله راه اندازی دومی، هر آنچه طرح بر کاغذ و اسلاید بود، پیاده شد. و ما هم دیگر پیاده شده بودیم و خسته! خستگی ماه ها را منتظر بودیم تا با به ثمر نشستن هر دو، از تن بیرون کنیم و حاصل را به عنوان عذری شایسته برای بی خوابی ها و سختی ها به تن خویش ارائه دهیم! و ثوری دهیم به مناسبت تصویب اولی و تثبیتمان در دومی. ولی افسوس که دعوت شدیم به میهمانی! همان شتری که در خانه هر پسری می خوابد... اول شهریور شده بود اول 17 ماه کچل بودن ما!!! سرباز شده بودیم دیگر، و از مدیریت پروژه ای به آن عظمت تنها رویایی را از رسانه های مجازی صدا و سیما واقع در سعادت آباد، به پادگان آموزشی 01 ارتش واقع در افسریه بردیم... طی الوضعیتی به طول قطر تهران! و البته یک شبه! و صد بار خدا را شکر که جایمان گل گذاشتند تا برگردیم در سمت قبلی!!!